عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
70
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
فرستادم با هزار تدبير گرفته ، آورد . در سياه چادرهاى شبانان ميرزا صدر الدّين خرمآبادى وارد شديم . راه همه جا سبز و خرّم بود . بعد باران زياد مىباريد . حسن خان ، برادرزادهء فاضل خان ، كه در يك فرسخى يورت زده بود و حاجى عالى خان در خانهء او حبس است ، فرستاده اذن خواست كه فردا صبح دوشنبه بيايد ديدن و با پنجاه سوار همراهى كند تا دزفول . باران در آن شب چنان باريد كه آب از آسمان و زمين بر ما احاطه نمود . تمام اسباب و فرش و لباس غرق آب شد . شب را نتوانستيم بخوابيم و بسيار سخت گذشت . [ دزفول ] صبح دوشنبه 3 [ جمادى الاخرى ] مطابق نيمهء دلو ، حركت نموديم به سمت دزفول . [ بعد از ] مدت چهار ساعت به يورتمه كه پنج فرسخ اقلّا باشد ، رسيديم به كنار بلارود . صحرا تماما سبزه و خرم بود . عرض رودخانه در آنوقت 200 ذرع و مقطع آب يكصد ذرع مربع و خيلى خطرناك و زياده از يك ذرع عمق داشت . به زحمت گذشتيم و مدّت يك ساعت و نيم ديگر به سرعت سير نموده ، وارد شديم در شهر دزفول . ثلث اوّل راه درّه و ماهور و سخت بود ، ولى مابقى سبز و خرم و هموار . اين راه به قدر يك فرسخ و نيم ، يا كم و بيش ، زير دست جادهء زره « 1 » و قلعهء حسينيه افتاده . خلاصه در تلگرافخانه وارد شديم . حاجى كربلايى را به عزّت تمام به منزل خود فرستاديم . جمعى به ديدن آمدند ، مثل آقا خان ، پيشكار دزفول ، و غيره . خلاصه مدت دو ماه سفر ما طول كشيد از طهران الى دزفول و اقسام صدمات ديديم از يخ و برف و سرما و پرتگاه و خطر دزد و خطر غرق آب و غيره و الحمد للّه به سلامت گذشتيم و مدّت سه شبانه روز در دزفول مشغول شديم به محاسبات برآورد مخارج تعمير راهها و بعد از موازنه « 2 » ، راه كيالان اختيار شد و مخارج ساختن قلعهجات و غيره برآورد شد كلّا به مبلغ بيست و پنج هزار تومان و كتابچه [ را ] با دو طومار به توسّط ميرزا عبد اللّه مهندس و استاد مهدى معمار و سى سوار كزريرو و سى نفر سرباز امرائى همراه نموده ، روز شنبه هشتم شهر جمادى الاخرى روانهء خرّمآباد نمود و مبلغ ده تومان به سرباز و سوار انعام داد و عصر پنجشنبه ششم [ جمادى الاخرى ] رفت به زيارت شاه رودبند 34 . عصر چهارشنبه 5 [ جمادى الاخرى ] به فاتحهء برادرزادهء آقا خان پيشكار كه از آقاوات « 3 » دزفولند [ رفت ؛ و ] صبح جمعه هفتم
--> ( 1 ) . احتمالا « رزه » صحيح است . ( 2 ) . مقايسه ( 3 ) . در نسخهء خطّى : اقاوات . طبق توضيح آقاى دكتر حميد طبيبيان ، در گويش دزفولى « وات » از ادات جمع است . بنابراين ، « آقاوات » اصولا به معناى آقايان است و مجازا مفهوم بزرگان ، محترمان و سرشناسان را افاده مىكند .